تبليغاتX
نامه هایی به باد -

نامه هایی به باد

هو الحق

جمله ها می یان و می رن...به سرعت قالبی ریخته می شه...طرحی بدست میاد...احساسات اضافه می شن...رنگ زده می شن همشون و...
همیشه و هر وقت این اتفاق رخ می ده...
این طوری هر لحظت هزاربار قوی تر حس می شه و تو ذهنت نقش می بنده...همونطور که خوشحالی اش عمیق تره،دردش هم بیشتر...

پی نوشت:

هرچند که عکسش برام خاطره ای از مکانی هست ولی این آقا و خانومه زیادی بودند!...بقیه عکس هم مخصوصا این طوری گرفته شده است!!

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 1:42  توسط مرتضی  |