در جواب میم عزیز : تو این چند هفته که گذشت با تقریب خوبی پستی ندادم ...ودلیلش این بود : وقتی که برای نوشتن داشتمو گذاشته بودم رو یه کار ...بهتره بگم باز نویسیه زندگیه خودم برای خانواده ام!...یه نوشته ی تقریبا شخصی که اونقدر وقت گرفت که نتونم اینجا چیزی بنویسم...هرچند که تازه شروع کردمش و مدت ها ی مدیدی طول می کشه
امشب
داشتم فکر می کردم که در چه موردی بنویسم...به
نتیجه ای نرسیدم...به
جاش یکمی دلم گرفت(کم
و نه زیاد)و شاید بهتره
بگم که دل تنگ شدم برای تمام اون 8 نفر
تا
اینکه در آخرین تلاش شبانه ؛به طور اتفاقی
پست «مجید احسانی»
دیدم...حس
جالبی بود...بعد از مدت
های طولانی ...خیلی
خوشحال شدم
همیشه
امیدوارم که مردم حرفاشونو بزنن ولی انگار
این اتفاق زیاد رخ نمی ده
.
.
.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:51  توسط مرتضی
|
