تبليغاتX
نامه هایی به باد - نامه ای به کسانی که شاکی هستند!(به خصوص دوستان هم دانشکده ای!!)

نامه هایی به باد

(این صرفا یک نامه است و نه جوابیه و نه موردی دیگر)
تازگیا هم در این مورد زیادتر از سابق بحث می شود و هم ملت بیشتر در این مورد می نویسند....
بحثایی پیرامون زندگی ،ارزش گذاری ،آرمان ،عشق ،پیشرفت و غیره

جالبه برام ... خیلی از دوستانی که زمانی جزء با انگیزه ترین افراد در این موضوعات بودند و نه تنها از لحاظ تئوری ، بلکه در عمل و تجربه به جاهای خوبی رسیده بودند ،کم کم دارند پا پس می کشند و تسلیم می شوند ... مهم این نیست که شکست بخوری ، مهم اینه که وقتی شکست خوردی به جای اینکه به زمین و اسمان بد و بیراه بگی و غر بزنی ، خودتو متهم کنی!(در 95% مواقع خود انسان باعث شکست خودش می شه)....

نمی دونم از کجا دارین نتیجه می گیرین که خیلی ازین ارزش ها رو به نابودی رفته؟!...
چرا فکر می کنین که دیگه دوستی و محبت و عشق واقعی بین آدمای این سرزمین کم رنگ شده؟(حتی از لحاظ میانگین)...
اگه مثال احتیاج دارین بگین...به کررات آدم هایی رو می شناسم که در این راه زندگی می کنند و بسیار بسیار عمیق تر از من و شما و هزاران فرد دیگه به این ارزش ها فکر و عمل می کنند....

جاالبه در دل ­نوشته هامون از بی انگیزه ­گی و رخوت و سستی و بی آرمانی می گیم در حالی که به اطرافمون نگاه هم نمی کنیم تا ببینیم چه بسیار آدم هایی هستند که هیچ کدوم ازین صفات منفی رو ندارند و هزار بار زندگیشون از من و شما جدی تر و پربار تره...

هنر اینه که درست مقایسه کنیم ...از قدیما حرف می زنیمو و تلاش و تکاپوی اون دوران در حالی که هیچ توجهی به حجم عظیم و غیر قابل مقایسه ی این گونه موارد در دوران اخیر نمی کنیم(به قول پدرم : "کجای اون دوران ما به این مسائل و موارد و اهداف فکر می کردیم ،عمق و معنا و اصالت این موارد در حال حاضر غیر قابل مقایسه با آن زمان هاست ، در مقابل حال ما کار خاصی نمی کردیم...")

یک بار هم که شده خودمونو گول نزنیم!!...این تک تک ما هستیم که از غافله عقب موندیم!...اینکه مشکلات اساسی داریم ،اینکه هر روز هزارتا اتفاق عجیب و غریب برامون رخ می ده ،خیال می کنیم که دنیا به آخر رسیده و همه کس و همه چیز پوچ و تهی شدن و ... همه از تفکرات غلط و راه اشتباهیه که انتخاب کردیم(حداقل در 99% مواقع اینطوریه)
باز اگه مثال می خواین من حاضرم!

درسته که هزاران مکان فعال اندیشه و عمل به تعطیلی کشیده شدن(به هر دلیلی)ولی هزاران هزار مکان دیگه بهب وجود اومدن(حداقل در این مدت 30 ساله)
.
.
.
تا اینجا 2تا بحثو مطرح کردم :
1) خیال نکنیم که جامعه امون اوضاعش درامو و وحشتناکه!...بلکه در این مدت پیشرفت های بسیار بزرگی حاصل شده و به شدت پویا و با انگیزه هست...
2)اگه تک تک ماها مشکل داریم علتش خودمون هستیم و نه کل جامعه و نه محیط خارجی و نه چیزه دیگه ای(در اکثر موارد)(منظورم حداقل افراد محصل یه جامعه هستن و نه هر کسی)
        
این خودمون هستیم که تو لاکمون نشستیم و فکر می کنیم که همه جا سیاه و تاریکه...یه بار هم شده محض رضا سرمونو بیاریم بیرون...دنیای ما نه دنیای بی آرمانی هاستو و نه پوچی و نه چیزه دیگه ای ... این خودمون هستیم که داریم توهم این موضوعو ایجاد می کنیم...

خیلی زوده برای بی انگیزه و بی آرمان شدن...حداقل از پدر و مادرامون اینو یاد بگیریم که بدست اوردن یه آرمان خیلی کوچیک هم سال هلی سال تلاش و تقلا و جنگ و خونریزی می خواد...
 
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:2  توسط مرتضی  |