X
تبلیغات
نامه‌هایی به باد - معذرت خواهی(2)

نامه‌هایی به باد

هوالحق

معذرت خواهی(2)

قکر کنم یکمی(!) زیادی تند رفتم!!!
نمی دونستم فرده مقابل اینطوری می شه!...حس می کنم یکمی(!) دله بنده ی خدارو زیادی تحت فشار گذاشتم(از نوعی که دچار سردرگمی هم شد!)و صدای خورد شدنه یه سری چیزا بلند شده!!
(راستش ماها خودامون اینطوری همیشه با هم هستیم و برای همین عادت کردیم!(لزوما روند خوبی نیست ولی بحث سره اینه که عادت شده))

می گن(از 1500 سال پیش) یه دوست که دوستشو بشکونه موظفه که دوباره به حالت اولش برگردونش!...

خب...فرضا که همه ی این حرفا هم درست نبوده باشه و طرف طوریش نشده باشه(که شده) باز عمل من از دیده ناظره خودم(تاکید می کنم ناظر خودم چون فقط خودم هستم که احساساتمو در لحظه می دونم و دیگران رسما خبری ندارن ازینها)عملی ناپسند بوده...هر چند که حرفام رو بهشون اعتقاد دارم ولی می تونستم به قصدی دیگه بزنم...قصدی که کمتر از من ناراحت بشین...و متعالی تر می بود(رو این جمله ی آخر قضاوت نکنین لطفا چون باز از جنس احساساته ناظره خودمه!)

در هر صورت معذرت...(نوشتنش راحته ولی حسش وحشتناک سخته!)
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 0:57  توسط مرتضی