نامههایی به باد(24)
1)می دونی چقدر دردناکه وقتی مجبور بشی با دوستات ،افرادی که یه زمانی با هم و نزدیک به هم بودن، فرد به فرد حرف بزنی؟!
می دونی اون جمعای پرهیاهو دارن از بین میرن؟!
هر چقدر که آدما هم دیگرو بهتر می شناسن ، از هم دورتر می شن...
یه زمانی ،همین نزدیکیا، بخشش بدیهی ترین اصل امون بود ...
و چه زود از یادمون رفته...
یکی از خصوصیات بارز دانشکده امون ، صمیمیتی بود(و هست)که بین تمام افرادش برقراره...
ولی متاسفانه مدتیه که داریم دستخوش ناملایمات می کنیم اش...
این نه سیاه دیدن قضیه هست و نه به قضاوت نشستن...این یه واقعیته که خودمون هم باید حلش کنیم...
2)این عکس هیچ ارتباطی با مطالب بالا ندارد...در واقع قرار بود پستی دیگر با مضمونی متفاوت بگذارم ولی اتفاقاتی افتاد که منجر به این نتیجه شد(عکس با آن مطلب در ارتباط بود ولی...)

می دونی اون جمعای پرهیاهو دارن از بین میرن؟!
هر چقدر که آدما هم دیگرو بهتر می شناسن ، از هم دورتر می شن...
یه زمانی ،همین نزدیکیا، بخشش بدیهی ترین اصل امون بود ...
و چه زود از یادمون رفته...
یکی از خصوصیات بارز دانشکده امون ، صمیمیتی بود(و هست)که بین تمام افرادش برقراره...
ولی متاسفانه مدتیه که داریم دستخوش ناملایمات می کنیم اش...
این نه سیاه دیدن قضیه هست و نه به قضاوت نشستن...این یه واقعیته که خودمون هم باید حلش کنیم...
2)این عکس هیچ ارتباطی با مطالب بالا ندارد...در واقع قرار بود پستی دیگر با مضمونی متفاوت بگذارم ولی اتفاقاتی افتاد که منجر به این نتیجه شد(عکس با آن مطلب در ارتباط بود ولی...)

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 0:21  توسط مرتضی
|





