با سلام به همگی
اول خدارو شکر می کنم که یک
باره دیگه هم تونستیم به زیارت امام رضا(ع) بریم (و همچنین مشکل خاصی پیش نیومد!...البته
این دفعه برای خودم یه فرق اساسی با سال های گذشته داشت)
به احتمال وقتی این پست گذاشته
بشه ، سال هم تغییر کرده ... پس عید همگی مبارک
بعد از صحبت کردن با یکی از
عزیزان و همچنین به یاد آوردن گذشته به این نتیجه رسیدم که دوباره گزارش نویسی
سفرهامو شروع کنم(مدتی بود که این عادت بسیار خوبو به دلیل تنبلی کنار گذاشته
بودم)(البته این کار در پست های بعدی صورت می گیره)
در هر حال باید تشکر کنم از
دوستانی که به این اردو اومده و همچنین
تمام کسانی که برای این سفر از ماها پیش دست به کار شده بودن و همه ی عزیزانی که
در طول این سفر وسایل آسایش دیگرانو فراهم کردن.
از همه ی بچه های 86 تشکر ویژه
می کنم چون که بودنشون باعث دل گرمی من و هم صحبتیشون کمک بسیار بزرگی بود برای
هرچه بهتر درک کردن شرایط...بنده های خدا خیلی هم کار کردن...واقعا دست همتون درد
نکنه و خسته نباشید
نمی دونم از امیر(امیر امیری
فر = مسئول اردو) و بقیه دوستان چی جوری
تشکر کنم...یه حسه واقعا عجیبی بود...به شدت زیبا و هیجان انگیز...کار کردن با
نزدیک ترین آدمای زندگیت...کسانی که در
حالت عادی به دلیل مشغولیت مدت ها باید در انتظارشون باشم تا شاید بتونم یه سلام و
احوال پرسی کوتاه بکنم ، ولی تو این اردو خیلیاشون بودن و کمکم کردن تا یه تجربه ی
به شدت بزرگ رو از نزدیک لمس و حس کنم...
باید از علی(مسیحی) تشکر اساسی
ای(:D) کنم...کسی که تجربیات ارزشمندشو ، به راحتی در اختیارم
قرار می داد...و در سختی ها اگه کنارم نبود نمی دونم چه اتفاقاتی برام می افتاد...در
همین حد که اگه نمیومد من به احتمال زیاد سکته می زدم!
و همچنین جناب (علی) بستانی که
بارها بارها حق پدریشو برای من اثبات کرده بود این دفعه هم منو بی نصیب نذاشت!...ممنونم
می رسم به مجید خان
احسانی...هم صحبتی و کمک هاشو هیچ وقت فراموش نمی کنم چون در زندگی ام نقش ویژه ای
رو بازی می کنن
و علی رضا(سجودی)...رئیس سابق
و فردی که تعهد و احساس مسئولیت رو برای من معنا می کنه
و امیر سالاری و علی رستگاری و
اسماعیل اسکندری و احمد بهرامی... از
معدود آدمای کار درست روزگار که بودنشون در هر مکانی شور و هیجان خاصی به اون مکان
می ده
و تمام هم دوره ای
هام...افرادی که بودن در کنارشون برای من یه افتخار خیلی بزرگه ... کسانی که زندگی
کردن رو به من یاد می دن...محسن(عرفان زاده) ، علی(پاک نیت)،علی(بیرام
زاده)،امیرحسین شهبازی،رضا سراج زاده،امیر(امیری فر) ، زهرا اعتصامی ، فاطمه
طهرانی ، نرگس خلجی ، آمنه ملاشریفی(فکر کنم همینا بودیم دیگه؟!)
و باید تشکر ویژه ای کنم از خانم ها سعیدیان ، حجاریان و خانم میره
ای که زحمات بسیاری برای این اردو کشیدند...
سال گذشته ناصر(حلمی) و علی رضا(لولاگر)ی بودند که امسال
جای خالیشون بدجوری منو ناراحت می کرد...حرفتون معقوله که همیشه همه ی شرایط خوب
با هم جمع نمی شن ولی این یکی زیاد دست خودم نیست
بله...این ارده هم تموم شد و
در ادامش سال چند ساعت بیشتر به پایان سال نمونده....
سر سال نو همدیگرو فراموش نکنیم....
بر آمد باد
صبح و بوی نوروز به کام
دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت
این سال و همه سال همایون بادت
این روز و همه روز
سعدی
تشکر