2)یه اشتاباهی منجر شدم در پست
قبلی و این بود که چند بحثو با هم مطرح کردم در حالی که هرکدومشون به مقدار زیادی
توضیحات نیازمنده...بنابراین از این به بعد اگه خواستم همچنین پستایی بدم خودمو رو
یه موضوع متمرکز می کنم
3) به
همچنین به شخصه رفتاره متعصبانه ای در مورد شماها نداشتم
و ندارم...نمی دونم چرا دوره ی شما به این نکته توجه نداره که آزاد ترین دوره ی
این دانشکده در سال های اخیره(از هر جهت)...زمان ما اصلا ازین خبرا نبود.
من تجربمو تحمیل نمی کنم ولی به جاش می گم که دوستان عزیز
ما این راهو رفتیم ...انتهاش به جز گرفتاری چیزه دیگه ای نیست...اگه واقعا دوست
دارین خودتون تجربه کنین خوب بفرمایید ولی اینو بدونید که فردا روزی باید پیش
خودتون(حداقل)جواب پس بدید...و اینکه کلی از انرژی و انگیزه هاتون از دست می ره.
همچینین اینو متذکر بشم از قول یه آدم بسیار بزرگ :
" این نوع جواب دادن خودش نشان دهنده ی یک شخصیت کم تجربه می
باشد..."(این نکته ای بود که به خود
من هم زده شد و بدانید تمام حرف هایی که
در این مکان زده می شه یه زمانی جز مشکلات خودم بوده و من هم از نزدیک تجربه اشون کردم...البته نه
در این سطح پایین!!!)
5)نه من یادم می یاد که جایی
در مورد شاد بودنتوت حرفی زده باشم و نه در موردش چیزی نوشتم (تا اونجایی که چک
کردم)(اگه اشتباه می کنم بگید لطفا)...نمی دونم چرا بحث این یکیو پیش می کشین؟
6)فعلا باید برم ... کار و بار
زیاده...ببخشید دیگه
7)امیدوارم که فردا بتونم برم
مشهد...جای همتون که نیستین خالیه... عیدتون هم مبارک
